السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
576
تفسير الميزان ( فارسي )
و در كتاب توحيد به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت : من از امام باقر ( ع ) پرسيدم : معناى اينكه خداى عز و جل فرموده : « يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ » چيست ؟ فرمود : منظور از كلمه « يد » در كلام عرب نيرو و نعمت است ، مثلا در آيه « وَاذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الأَيْدِ » و آيه * ( « وَالسَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ » ) * و آيه شريفه « وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْه » به معناى قوت است . و در اينكه عرب مىگويد : « لفلان عندى يد بيضاء - فلانى نزد من دستى سفيد دارد » به معناى نعمت است « 1 » . و در توحيد به سند خود از ابى الحسن ، حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه در خطبه اى طولانى فرمود : خداى تعالى با اين كه شعور را شعور كرد به اين معنا شناخته شد كه كسى او را داراى شعور نكرده ، و با اينكه جوهرها را جوهر كرده شناخته شده به اينكه خودش جوهر ندارد ، و با اينكه بين موجودات ضديت برقرار كرد ، شناخته شده به اينكه خودش ضد ندارد ، و با اينكه بين بسيارى از موجودات مقارنه قرار داده شناخته شده به اينكه خود قرين ندارد . او بود كه بين نور و ظلمت ، خشكى و ترى ، خشونت و نرمى و سرد و گرم ضديت برقرار كرد ، و باز او بود كه بين دو چيز ناسازگار الفت و بين دو چيز نزديك به هم جدايى انداخت ، و با همين جدايى انداختنها فهماند كه جدا كننده اى در كار است ، و با اين الفت اندازيها فهماند كه الفت دهنده اى در بين است ، و در همين مقام فرموده : * ( « وَمِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ » ) * . بين قبل و بعد جدايى انداخت تا معلوم شود خودش قبل و بعدى ندارد ، غريزه هايى كه در موجودات هست شهادت مىدهد به اينكه پديد آورنده و سازنده غريزه ها ، خود غريزه ندارد . و با اينكه وقت را وقت كرد فهمانيد كه وقت كننده وقت ، خود وقت ندارد ، و با اينكه بعضى از موجودات حجاب بعضى ديگر شد ، فهماند بين خود او و خلقش حجابى نيست « 2 » . و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « فَفِرُّوا إِلَى اللَّه » ) * مىگويد : بعضى گفتهاند معنايش اين است كه : براى فرار از گناهان به حج برويد - نقل از امام صادق ( ع ) « 3 » . مؤلف : اين روايت را كافى « 4 » و معانى الاخبار « 5 » هم به سند خود از ابى الجارود از امام باقر ( ع ) نقل كردهاند ، و بعيد نيست كه از باب تطبيق باشد .
--> ( 1 ) توحيد صدوق ، ص 153 . ( 2 ) توحيد صدوق ، ص 34 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 160 . ( 4 ) نور الثقلين ، ج 5 ، ص 130 به نقل از كافى . ( 5 ) معانى الاخبار ، ط جامعه مدرسين قم ، ص 222 .